چهره شمشاد بن پر گرد شد برگ ها ٬ چون روی عاشق زرد شد
ناگه آن آرام جان آمد پدید نوبهاری در خزان آمد پدید
نازک اندامی بهشتی چهرزاد ماه بی مهری به ماه مهرزاد
نوگل ما پرده از رخت برگرفت عالم از او جلوه ء دیگر گرفت
گر به ماه مهرزاد است آن پری پس چرا از مهر می باشد بری ؟
آتشین رویی که جانم سوخته است سردی از باد خزان آموخته است
سرد مهری کرد و دامن درکشید جز دل من ٬ سردی از آتش که دید ؟
طالع وارون چو پامردی کند آتش سوزنده هم سردی کند
از چه با من سرگرانی می کند با "پسری از آسمان " نا مهربانی می کند ![]()
رهی معیّری مهرماه ۱۳۲۷

جا داره همین جا تبریک خودم و به تمام پاییزی های عزیز مخصوصا" داداش خودم که اول مهر به دنیا اومده اعلام کنم و بگم که برای همتون آرزوی خوشی و سربلندی میکنم --->
<----

