تبليغاتX
.:: نوای عاشقان ::.

 

چه بوی گلابی ... گلاب واقعی .

مزار شهید سید احمد پلارک و میگم . شهیدی که وقتی داستانشو شنیدم ، مو به تنم سیخ شد . داستان آن شهید از این قرار بود :

شهید سید احمد پلارک در یکی از پایگاه های زمان جنگ ، به عنوان یک سرباز معمولی کار میکرد . او همیشه مشغول نظافت توالت های آن پایگاه بوده و همیشه بوی بدی بدن او را فرا میگرفت . تا اینکه در یک حمله هوایی هنگامی که او در حال نظافت بوده ، موشکی به آنجا برخورد میکند و او شهید و در زیر آوار مدفون میشود .

بعد از بمب باران ، هنگامی که امداد گران در حال جمع آوری زخمی ها و شهیدان بودند ، متوجه میشوند که بوی شدید گلابی از زیر آوار می آید .

وقتی آوار را کنار میزدند با پیکر پاک این شهید روبرو میشوند که غرق در بوی گلاب بود .

هنگامی که پیکر آن شهید را در بهشت زهرا  تهران ، در قطعه 26 به خاک میسپارند ، همیشه بوی گلاب تا چند متر اطراف مزار این شهید احساس میشود و نیز سنگ قبر این شهید همیشه نمناک میباشد .

وای ، چه حالی داشتیم . وقتی به مزار این شهید پاک نزدیک میشدیم ، بوی گلاب عجیبی من و دوستم را به سوی آنجا هدایت میکرد . دیگه نمیتونستیم طاقت بیاریم ، میخواستیم هر چه سریع تر به آنجا برسیم ولی توان حرکت نداشتیم چون پاهامون کاملا" سست شده بود . بالاخره رسیدیم.

زبونمون بند اومده بود . هیچ چیز نمیتونستیم بگیم ... فقط نگاه میکردیم ، به آن قبر پاک و به آن سنگ قبر نمناک . کنار قبرش نشستم ... نمیدونستم چیکار باید بکنم . آیا باید فقط فاتحه بخوانم ؟؟ ... نا خود آگاه اشکم سرازیر شد و دیگه نتونستم جلویش را بگیرم . داشتم سبک میشدم ... پس نشستم و فقط گریه کردم  . در کنار آن شهید گریه کردن واقعا" صفایی داشت . هوا تاریک بود ، ساعت 2 بعد از نصف شب بود ... هیچ روشنی آنجا نبود ولی من احساس تاریکی نمیکردم .

کنار مزار آن شهید افراد دیگری بودند که در حال گریه کردن و دعا خواندن بودند .

باورم نمیشد .... ساعت 2 بعد از نصف شب آن همه آدم در بهشت زهرا چیکار میکردند ؟ تا به حال شب های جمعه به بهشت زهرا نرفته بودم .

امثال شهید سید احمد پلارک زیادند . خیلی زیاد . اونهایی که از خونشون صادقانه گذشتند تا من و شما الان راحت به زندگیمون برسیم . کاری به اوضاع مملکت و مسائل سیاسی ندارم .

شهیدانی که اینطور خالصانه و بی ریا به جنگ با دشمن رفتند ، تیر خوردند ، جان دادند و شهید شدند ، همه و همه به دور از مسائل سیاسی بودند .

بعد از فاتحه خوانی بر سر مزار این شهید ، به قطعه شهیدان هواپیمای c-130 رفتیم . گزارشگران صدا و سیما ، چه حال و هوایی نیز آنجا بود . بوی آرامش می آمد ، آرامشی ابدی که نسیب آنها شده بود ...

روحشان شاد و یادشان گرامی .

 

                         

ادامه راهشان سخت ولی ممکن است . بیایید همت کنیم .

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1385ساعت   توسط پسری از آسمان  |