سلام ...
فکر نمیکردم وداع در این جامعه مجازی سخت باشه ... اما الان میگویم راحت نیست.
بچه ها این پستی را که ملاحظه میکنید پست آخری است که پسری از آسمان با دل نوشته هایش و با قلم شکسته اش مینویسد. آری قلم شکسته ... آیا تا به حال کسی میدانست که پسری از آسمان با نیمه قلمی که در دست داشت درد دلهایش را مینوشته است؟!
وبلاگی را که ملاحظه میکنید از اول مهر ماه سال 1384 افتتاح شد و جایی بود که من خوشحالی و ناراحتیم را با نوشتن پستی در این وبلاگ با همه دوستانم تقسیم میکردم و راهنمایی ها و نظرات جالبی را دریافت میکردم که بیشتر آنها به من کمک میکرد تا بتوانم صبری داشته باشم و شب سیاهم را به صبحی سپید و روشن تبدیل کنم.

اکنون که مینویسم دردی در دل ندارم ... چرا که خدایی دارم و مهتابی مهربان، پر نور و زیبا که هیچ گاه تنهایم نگذاشته. اما اکنون که مینویسم نمیدانم باز هم بر خواهم گشت یا خیر. اما خیالم راحت است. میدانم که نوای عاشقان هیچ وقت ساکت نمیشود و باز هم صداهایی می آید؛ خنده یا گریه.
نوای عاشقان شاید دیگر پسری از آسمان نداشته باشد، اما دختری دارد از کهکشان ها ... تکه ای از ماه که به روی این زمین خاکی فرود آمده ... دختری از جنس مهتاب و شایدم دختری از اعماق کهکشان ها. دختری همراه با احساسات پاکتر، زیبا تر و دوست داشتنی تر از احساسات پسری از آسمان. آری از این به بعد دختری نوای عاشقان را فریاد میزند.
از شما دوستان خوبم درخواست میکنم مثل همیشه نوای عاشقان را فراموش نکنید چرا که این وبلاگ باز هم آپدیت خواهد شد. چه بسا زیباتر و بهتر از دفعات قبل .
بچه ها بنده حقیر به خدمت مقدس!!! سربازی اعزام شده ام و شاید همین الان که بعضی از شما مثل همیشه به من لطف دارید و منت بر سر من گذاشتید و این پست را میخونید، من رفته باشم.
به امید دیدار دوباره همه شما دوستان خوبم ... خدانگهدار همه شما.
این وبلاگ بی ارزش و ناچیز را همراه با قشنگترین آرزوها به دختری از جنس ماه تقدیم میکنم![]()
روزی که آمدم
کسی به استقبالم نیامد
امروز که می روم ....
آری هیچ کس برای بدرقه من هم نیامد
میخواهم فاصله بگیرم
از غربت نگاه هایی آشنا
و آنقدر نفسهایم از گلویم دور می شوند
که صدای هق هقم در نخواهد آمد
چه بغض ناگشوده ای منتظر ابرهای تازه است
و چه غریبانه تکفیر آیه های نبوت شعرهایم آغاز می شود
به سادگی یک سلام چند پاره ممتد
و کرامتی که در پس یک نگاه منتظر جاری است
من دلم برای گلدانم تنگ می شود


